<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://armeniastudy.loxblog.com</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com</link>
<description>تحصیل در ارمنستان,ثبت شرکت در ارمنستان,اخذ افامت ارمنستان</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>سفر</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/سفر</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/سفر</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;چرا سفر می کنیم ؟ چه ما را وادار می کند که هر ساله به کشور های دور دست سفر کنیم ؟
پروفسور فول برشت یک فیلسوف آلمانی است ومعتقد است که " سفر یک خودشناسی واقعی در محیطی کاملاً ناشناس می باشد و برای سفر های جستجوگرانه نباید مسافر همه چیزرا همراه داشته باشد ."
چرا سفر می کنیم ؟
همیشه یک انگیزه سطحی و یک انگیزه عمیق در سفر کردن وجود دارد ، دلیل سطحی سفر کردن مسلماً تنوع خواهی و تغییر محیط و آب و هوا می باشد ، تنوع در آن است که مناطق نا آشنا را می بینیم و در بازار های شهر های غریبه راه می رویم و با مردم غریبه برخورد می کنیم و ضمناً رفتار ما در جای دیگر متفاوت است و به همین دلیل یک تفاوت خوشایندی را در کار های روزانه تجربه می کنیم .در مورد انگیزه عمیق سفر کردن باید گفت که آن یک ارتباط حیاتی است ، شاید ما سفر را بعنوان یک قول به خودمان تجربه می کنیم ، در سفر بخشی از خودمان را که هنوز ناشناس است می یابیم . سفر کردن به ما فرصتی می دهد که به توانایی های ناشناخته خودمان پی ببریم .
چرا خودشناسی فقط در یک سفر امکان پذیر است ؟
واقعیت اینستکه ، سفر کردن چیزی بود که تا چندی پیش برای همه مردم امکان پذیر نبود وتازه از ابتدای قرن بیستم&nbsp; بعلت گسترش پیشرفتهای تکنولوژی مردم امکاناتی یافتتند که به کشور های دور دست سفر کنند .در چنین شرایط بود که صنعت توریسم آغاز شد ، باز هم&nbsp; نه برای همه بلکه برای طبقه خاصی از جامعه&nbsp; . بدین ترتیب اولین هتل ها ساخته شدند و ثروتمندان در سفر ها یکدیگر را ملاقات می کردند و تقریباً سفر کردن یک نوع اثبات شخصیت و طبقه خانوادگی شده بود .
&nbsp;بمرور زمان این شرایط تغییر کرد وبا آن انگیزه های سفر هم تغییر کرد بیشتر افراد مایل بودند سفر کنند تا از مقرارات سخت اجتماعی رها شوند ، سفر به آنها فرصتی می داد که احساس آزادی کنند و این چیزی است که هنوز هم صدق می کند و آن آزادی و رها شدن از قیدوبند های اجتماعی زندگی روزمره می باشد به همین دلیل هم هست که بیشتر کسانی که یک سفر را رزرو می کنند انتظار دارند که سفری با پذیرایی کامل را تجربه کنند جایی که احساس کنند در بهشت برین به سر می برند و بالاخره حتی برای مدت محدودی هم که شده بتوانند هر کاری&nbsp; که دلشان می خواهد را بکنند ، درست آن چیزی که در زندگی نرمال برای اکثر افراد غیر ممکن است ، این می تواند توضیحی برای آگهی های غیر معمولی باشد که ما امروزه در مورد سفر ها در نشریات می بینیم ، مثلاً سفر هایی که تمام مدت از مسافر پذیرایی می شود و می تواند نامحدود بخورد و بنوشد . این به او فرصتی می دهد که بی نوایی اجتماعی خودش را حتی برای مدتی محدود فراموش کند و خودش را در دنیایی ایده ال بیابد.
حالا چرخ را بر می گردانیم و هدف سفر را فقط گردش کردن می گیریم که جدی و عمیق است ، آنچه که از نظر آموزش اجتماعی کشف امکانات نو می باشد ، یک تجربه در فرهنگی نو با هدف اینکه شخص خودش را در غربت بهتر بشناسد . این فرم ایده آل از سفر بیش از صد سال است که انگیزه طبقه برجسته جامعه برای تجربه سفر های ماجراجویانه بوده است&nbsp; .
چه زمانی می توانیم ماجراجویی را تجربه کنیم&nbsp; ؟
تجربه ماجراجویانه در زندگی معمولی و روز مره غیر ممکن است و این فقط در سفر امکان پذیر می باشد ،وقتی کسی 14 روز سفر به تایلند را رزرو می کند نشانه علاقه او به تنوع و تغییر است و در حقیقت برایش تفاوت نمی کند که کجا برود ،چه تایلند و چه کنیا یا یونان&nbsp; برای او کجا رفتن آن یک مسئله ثانوی است در حقیقت نقطه جغرافیایی سفر دلیل اصلی آن نیست در حالیکه انگیزه اصلی تنوع و آزادی ظاهری ناشی از این سفر است که&nbsp; اولویت می یابد . گروهی که به این نوع سفر ها می روند بدنبال ماجراجویی نیستند و به همین دلیل هم آنها فقط برنامه ای را که آژانس مسافرتی برایشان تنظیم کرده دنبال می کنند .
اما ماجراجویی واقعی را درسفرنامه های معروف می خوانیم سفر هایی که معنی عمیقی داشته اند ، دراین کتابها ازخاطرات سفر مردانی آگاه می شویم که به چین یا آفریقا سفرکرده اند یا ماجرای سفر الکساندر هومبولد که در سفرنامه خود جنگل های آمازون را چنان به تصویر می کشد ، که خواننده احساس می کند خودش آنجا بوده و همه چیز را شخصاً تجربه کرده است.&nbsp; &nbsp;این نوع سفر ها در سیستم توریسم امروزی از بین رفته اند یا بندرت دفاتر مسافرتی یافت می شوند که چنین سفر هایی را&nbsp; برنامه ریزی کنند .
چرا سفر به مکانهای ناشناس یعنی سفر به درون و ریشه بشریت به مرور زمان از بین رفته اند؟
پروفسور فول برشت در پاسخ به این سئوال می گوید: " ما در تمام طول زندگی مسافر هستیم ، ما در دنیای گسترده از ابتداء با محیط زیست تطابق نداریم در این نوع زندگی تغییر و شناخت جزیی از زندگی ماست . درست همین در سفرهم اتفاق می افتد در سفر آدم وقتی وارد شهری جدید می شود ابتداء محلی برای خوابیدن تهیه می کند وسایلش را می گذارد و کنجکاوانه به دنبال شناخت محیط اطرافش می رود ،وقتی این آشنایی اولیه را به تنهایی پشت سر گذاشت در مرحله بعدی به یک تفکر عمیق درونی در مورد خودش می پردازد ، او در فکر خودش یک نقشه آشنایی می کشد تا بتواند بهتر وقتش را برنامه ریزی کند و به مرور زمان خودش را در محیط جدید آشنا حس می کند درتمام این مراحل&nbsp; مسافر فعال است و از استعداد و توانایی های متفاوت خودش کمک می گیرد و مطمناً برایش بسیارهیجان انگیزاست. &nbsp;در سفر های برنامه ریزی شده مرحله شناخت و آشنایی بوسیله آژانس مسافرتی تهیه می شود و مسافر خود شخصاً بدنبال آشنایی و شناخت محیط اطراف نمی پردازد و دیگر هیجان و رضایتی بوجود نمی آید. &nbsp;مسلماً این هیجان انگیز تر است که فرد خود به دنبال آشنایی با محیط برود ، تجربه نشان داده در مسافرتی که شخص خودش بر نامه ریزی می کند قدرت عجیبی پیدا می کند و قادر است مشکلات را راحت تر حل کند . البته نباید فراموش کرد که برای شناخت فرهنگ یک کشور بهتر است که راهنمای مسافر شخص مطلعی باشد ."
شاعر پرتقالی فرناندو پتروا می گوید:" برای شناخت خود نباید حتماً سفر کرد !" البته نباید فراموش کنیم که او یک شاعر بود و هنرمندانی همانند او نیازی به سفر ندارند ، زیرا او معتقد بود که شناخت خود همانند سفر به قاره ای دیگراست که آدم تمام وقت درحال سفردر آن می باشد . نادیده نگیریم که این نشانه گسترش و توانگری فکری یک شاعر است . ما انسانهای معمولی باید توانگری و گسترش روحمان را در اثر بر خورد با اتفاقات بیرونی کشف کنیم و بشناسیم ، زیرا هدف از سفر کردن فقط دیدن غروب خورشید در یک جای ناشناس نیست بلکه خوردن چای در چای خانه محله و استشمام بوی چای تازه است و یافتن فرصتی برای شناخت چیز های نو و ناشناس می باشد .&nbsp; پروفسور فول برشت معتقد است که گذراندن زمان در آرامش این امکان را به مسافر می دهد که به خدا نزدیک تر شود و خودش را بهتر بشناسد.
گروهی دائم در سفر هستند در حالیکه دائم در سفر بودن یعنی دائم در حرکت بودن و این خود فرار از خودشناسی است ، او آنقدر در حرکت است که فرصتی برای جستجو در درونش را نمی یابد یا شاید هم فرد نمی خواهد که برای خودش زمانی داشته باشد .
سفر واقعی یک ارتباط حیاتی بین ما با محلی است که در آن سفر می کنیم ما باید در آن حل شویم و روحمان&nbsp; فرصت بیابد آنچه را که می بینیم بپذیرد. اگر مسافر خیلی ببیند درست شبیه این است که او در خیابانی در حال پیاده روی است و فقط ویترینها را تماشا می کند ، این سفری است که ما در پایان اصلاً به خاطر نمی آوریم که چه چیز هایی را دیده ایم در این حالت تعداد بر کیفیت غلبه کرده است . در حالیکه سفر کردن یعنی آشنایی ما با دنیایی که می بینیم ،من باید در باره آنچه که می بینم بتوانم توضیح بدهم و یا با لغات و جملات خودم در باره آن بنویسم و آنرا برای شنونده به تصویر بکشم ، من نباید فقط آنچیزی را تکرار کنم که در بروشورهای مسافرتی نوشته شده است .
در یک سفر واقعی من باید جستجوگر و با جرات باشم . اگر به عبادتگاهی در یک کشور دور رفتم باید داخل شوم و در مراسم عبادت آنها شرکت کنم و باید رفتار انسانها را مشاهده کنم و شرایط روحی آنها را حس کنم ، این خیلی مهم است که ما در سفربه شرایط و امکاناتی که ناگهانی ایجاد می شود پاسخ دهیم و برای آنها وقت بگذاریم ، نباید به این اهمیت دهیم که مثلاً به برنامه امروزما نمی خورد ما باید در سفر همیشه آنقدر برای خودمان وقت بگذاریم که بتوانیم از شرایط و امکانات جدید لذت ببریم .
چرا وقتی خیلی استرس داریم تصور می کنیم یک سفر حالمان را بهتر می کند ؟&nbsp; پروفسور فول برشت در پاسخ به این سئوال می گوید: "برای ما نقشه کشیدن برای آینده ای قشنگ و رنگارنگ&nbsp; یک نکته آشنا و خوشایند است و آنرا هیجان انگیز تر از حال تصور می کنیم و این واقعاً باعث تاسف است که ما خیلی کم در مورد زمان حال فکرمی کنیم و دائم به آینده زیبایی که برای خودمان طرح کرده ایم فرار می کنیم یا پناه می بریم ". اما روانشناسان برای دفاع از این صفت عمیق بشری می گویند:" که همین صفت هست که به ما قدرت جادویی می دهد و اگر بشر این قدرت را نداشت از نظر فکری خیلی فقیر بود."&nbsp;&nbsp;&nbsp;
این واقعیت دارد که ما در سفر انسان دیگری می شویم و صفات شخصیتی از خود نشان می دهیم که شاید در زندگی عادی هرگز کسی آنها را تجربه نکند به همین دلیل سفر برای زوجهایی که مشکل دارند یک ریسک بزرگ است و امکان مناسبی برای نزدیک شدن بیشتر نیست زیرا در سفر هر کسی دائم به خودش مشغول است و نزدیکی زیاد با دیگری ممکن است شرایط را سخت تر کند .
آمادگی برای سفر و آنچه که قبل از سفر باید رعایت شود&nbsp;. بعداز هر سفری آدم ایده و تفکر جدیدی برای سفرهای بعدی خود دارد .پروفسور برشت معتقد است که اگر آدم به جایی سفر کرد بهتر است که در سفر های بعدی همان خط را ادامه دهد نه اینکه امروز به آسیا سفر کند و دفعه بعد به آمریکای شمالی یا آفریقای جنوبی&nbsp; چونکه مثلاً تا حالابه آنجا سفر نکرده است . در حالیکه ما با سفر های تکراری به شناخت بهترو عمیق تر یک&nbsp; منطقه یا کشور خواهیم رسید ، زیرا هر وقت شخص یک کشور را دو تا سه بار دید می تواند مردمش را بهتر بشناسد و تازه آنوقت است که آشنایی واقعی اتفاق می افتد .
همانطور که همه تجربه کرده اند گاهی در سفر همه چیز ردیف نمی شود و برعکس چیز هایی اتفاق می افتد که شخص تصورش راهم نمی کرده . &nbsp;حتماً شما هم گاهی وقتها در گزارشات تلویزیونی دیده و شنیده اید ،که مردم با چه امید و آروزیی به سفر می روند ولی در گیر یک گروگانگیری سیاسی می شوند یا با یک فاجعه طبیعی همانند آنچه که چند سال پیش در تایلند اتفاق افتاد مواجه می شوند که سفر دوهفته ای آنها را به ماهها بلاتکلیفی و دست و پنجه نرم کردن با مرگ و زندگی تبدیل می کند ، البته این اتفاقات بندرت بیش می آید . بنابراین اگردر سفرشرایط مشکلی پیش بیاید و آنطور که ما می خواهیم شرایط پیش نرود باز هم ما در یک پروسه یادگیری قرار می گیریم که نتیجه آن در پایان &nbsp;تجربه ای گرانبها نصیب ما خواهد کرد .
سفر کردن از دید فلسفی یک سعی برای التیام درونی است خصوصاً وقتی فرد تنها سفر کند&nbsp;. افرادی که خیلی کار می کنند و اکثر مسئولیتها ی خانوادگی را بعهده دارند ، می توانند با سفر کردن به تنهایی کمک بزرگی به خودشان بکنند و به آرامش درونی برسند . اگر شخص در سفر فقط به فکر خودش باشد و هر جا که می خواهد برود وانسانهای متفاوتی را بشناسد و آنچه را که تجربه می کند بنویسد و یا عکس بر داری کند ، همه اینها برای روح و جسم او التیام بخش است .
چه چیز هایی را نباید به هیچ وجه در سفر به همراه برد ؟
پروفسور برشت معتقد است&nbsp; : کامپیوتر و اینترنت را باید در خانه جا گذاشت ، زیرا اینها باعث می شوند که مسافر با دنیای عادی دائم ارتباط داشته باشد . ایمیل ها نباید حتماً جواب داده شوند ، بهتر است که آدم حداقل دوهفته با دنیای قدیمی ارتباط نداشته باشد . در چمدان باید فقط چیز هایی ضروریی گذاشته شود که در محل سفر لازم است ، مثلاً لوازم شخصی بعلاوه یک کتاب راهنما در مورد محل سفر با یک رمان خوب و خواندنی و ضمناً باید در چمدان آنقدر جا داشته باشید که از محل سفر چند تا یادگاری با خود بیاورید . برای همه سفری خوبی آرزو می کنم .
&nbsp;
0037495492827]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آلمانی</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/آلمانی</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/آلمانی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp; http://www.almanibefarsi.com/]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>انگلیسی</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/انگلیسی</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/انگلیسی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp; http://www.usalearns.org
 

&nbsp;
ثبت نام برای&nbsp;&nbsp;آزمون&nbsp;
IELTS &amp;TOFL
&nbsp;
بامدرک بین الملی ازامریکا و انگلستان
&nbsp;
اطلاعات کامل اینجا
0037495492827
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>شهر های مهم ارمنستان</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/شهر-های-مهم-ارمنستان-1</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/شهر-های-مهم-ارمنستان-1</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;استان&zwnj;های ارمنستان
&nbsp;
&nbsp;پایتخت ارمنستان شهر ایروان (Yerevan) است که بیش از یک سوم کل جمعیت کشور را تشکیل می دهد.
از دیگر شهر های مهم ارمنستان شهرهاي گیومری (Gyumri) ، آبویان (Abovian) ، وانادزور (Vanadzor) ، اجمیادزین (Ejmiadzin) ، آشتاراک (Ashtarak) ، كاپان (Kapan) ، گوریس (Goris) ، آپاران (Aparan) ، آرتاشات (Artashat) ، هرازدان (Hrazdan) ، ایجوان (Ijevan) ، آماسیا (Amasia) ، مارالیک (Maralik) ، مارتونی (Martuni) ، ماسیس (Masis) ، الاوردی (Alaverdi) ، و وادنیس (Vardenis) را می توان نام برد.
ارمنستان ۱۱ استان دارد
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;

    آراگاتسوتن
    آرارات
    آرماویر
    گغارکونیک
    کوتایک
    لوری
    شیراک
    سیونیک
    تاووش
    وایوتس جور
    ایروان

&nbsp;
در ادامه مطلب عکس های جالب ودیدنی . ببینید
&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;

&nbsp;

&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>اجاره  آپارتمان در ارمنستان</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/اجاره-آپارتمان-در-ارمنستان</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/اجاره-آپارتمان-در-ارمنستان</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;هتل تقریبا میشه گفت در امنستان گران است بخاطره این موضوع
&nbsp;
بسیاری از هموطنمان عزیز خودشان و بدون تور به اتفاق دوستان وآشنایان و یا خانواده به ارمنستان می روند که لازم بذکر برای اقامت در ایروان، گزینه اقتصادی تر از رزرو هتل ، کرایه آپارتمان در ارمنستان می باشد. مزاياي 
اجاره&nbsp; آپارتمان در ارمنستان در این است که: برای مسافرینی که بصورت گروهی(از سه نفر به بالا) اجاره می کنند بسیار بصرفه است. در مقایسه با هتل در ارمنستان حدودا یک سوم قیمت است . و دیگر اینکهواحد آپارتمان اجاره بطور کامل در اختیارشما می باشد و میتوانید تا پنج نفر هم در آپارتمانها اسکان پیدا کنید.درهر واحد آپارتمان ها امکاناتی مانند: تخت خواب &ndash; مبلمان &ndash; لوازم آشپز خانه(اجاق گاز &ndash; یخچال و ...) تلویزیون ماشین لباسشویی و ....موجود است واحد های آپارتمانی در مرکز شهر می باشند
&nbsp;
اطلاعات کامل اینجا
&nbsp;0037495492827
&nbsp;
از لحاظ ارزونی هم همیشه با توجه به وضعیت توریستی (کسادی و رونق )قیمتها بالا و پایین می رود و صاحب خونه ها تقریبا در یک اقدام هماهنگ اجاره را پایین بالا میکنند لذا در اوقات عادی حرف از 60 الی 70 دلار و در اوقات توریستی 20الی 30درصد به قیمتها افزوده می شود البته ما با توجه به رزرو زیاد آپارتمان اکثرا از صاحب خونه ها تخفیف خوبی می گیریم که نمودش هم در قیمت های کمتر ما است درخصوص هتل هم که قیمت ها کاملا معلوم وطبق نرخ نامه هتل می باشد برای دیدن آپارتمانها و اجاره آپارتمان در ارمنستان ادامه مطلب را نیز ببینید
&nbsp;خوب صادقانه بگم نه ما و نه هیچ شرکت ایرانی در ارمنستان آپارتمان از خودش ندارد بلکه این مردم ارمنی هستند که ایام توریستی خانه شان را در اختیار مسافرین می گذارندو و همه شرکت ها نقش واسطه را دارند از لحاظ تمیزی&nbsp; آپارتمانهاشون تمیزه&nbsp; چرا که خودشون مردمان با فرهنگی اند یعنی شما تو هر خونه که برید حتما پیانو ودوسه قفسه کتابخانه می بینید البته راه رو ها نه, کثیف در به داغون چون پول شارز نمی دهند&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
یک تذکر مهم در سفر به ارمنستان که واقعا انراجدی بگیرید &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;
دوستان که به ارمنستان می روند بین راه خیلی ها در خصوص خودرو و آپارتمان و ... به آنها پیشنهاد می کنند&nbsp; که ما این امکانات را داریم فقط یک توصیه دوستانه &nbsp;ازکسانی خدمات بگیرید که اگر خدای نکرده برایتان در کشور غریب اتفاقی افتاد بتوانید توی ایران به قول معرف یقه یکی را بگیرید (اصلا اصراری نیست از خدمات ما استفاده کنید بلکه حرف این که از افراد مطمئن دارای شخصیت حقوقی خدمات بگیرید حالا هرکی می خواهدباشد )&nbsp; من زیاد دیدم کسانی که به این نکته توجه نمی کنند بعدش هم فقط کاری که توانستم براشون بکنم اظهار همدردی بود
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>چطور فردای یک شب بیخوابی بیدار بمانیم؟</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/چطور-فردای-یک-شب-بیخوابی-بیدار-بمانیم</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/چطور-فردای-یک-شب-بیخوابی-بیدار-بمانیم</guid>

<description><![CDATA[
  باید مطالعه کنید، یا باید کاری را تا فردا تمام کنید یا یک مورد اضطراری پیش آمده است؛ یک شب بیخوابی کشیدن در چنین مواردی، یک عمل مسوولانه است. شما علیرغم تمام مشکلات، با انگیزه ای فوق العاده شب را بیدار می مانید. اما دردسرها از چند ساعت بعد شروع می شود. وقتی که سطح آدرنالین خون پایین می آید. شب تمام شده و روز رسیده، موقع بیداری، اما در حقیقت بیدار ماندن در فردای یک شب بیخوابی خیلی سخت تر از خود بیخوابی شبانه است.
&nbsp;خستگی ناگهان هجوم می آورد و فرد حتی توان ایستادن رو پاهای خودش را هم نداریم. در حقیقت کارکرد مغزی در شرایط بیخوابی آنقدر تحت تاثیر قرار می گیرد که با مستی ناشی از مصرف مشروبات یا داروها برابری می کند.
&nbsp;
&nbsp;البته در چنین مواقعی بهترین کار خوابیدن در اولین فرصت است، اما بعضی وقت ها به همان دلیلی که باعث بیخوابی شبانه شده، باید روز را هم بیدار ماند، در چنین موقعی به غیر از خوابیدن چه کار می شود کرد تا دچار مشکل نشویم؟
&nbsp;
&nbsp;شاید روش های زیر بتوانند در این مورد کمک کنند:
&nbsp;
 برای سقوط صبحگاهی آماده باشید&nbsp; شاید این طور به نظر بیاید که هر چه بیشتر بیدار بمانیم، خواب آلودگی بیشتر می شود، اما حقیقت چیز دیگری است. صبح بعد از یک شب بیخوابی، بدترین و سخت ترین زمان برای بیدار ماندن در طول روز آینده است.
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;به دلیل اختلال پیش آمده در&nbsp;ساعت طبیعی بدن، نخستین ساعات روز بعد از بیخوابی، بدترین ساعات برای فعالیت مغزی هستند. در این ساعت ها شما نباید به کارهایی که نیاز به هوشیاری دارند بپردازید. اصلا نباید رانندگی کنید، چون شدت بیخوابی در این ساعت ها همراه با یکنواختی رانندگی می تواند کشنده باشد.
&nbsp;پژوهشگران می گویند حتی یک چرت 10 دقیقه ای هم تاثیر قابل ملاحظه ای در افزایش کارآیی و تمرکز مغز دارد. البته اگر چرت زدن بیشتر طول بکشد (مثلا بیش از 45 دقیقه) ممکن است موقع بیدار شدن باعث حالت منگی شود
&nbsp;
 مغز با تمام توان به کمک شما می آید، شما هم کمکش کنید&nbsp; اگر شما مجبورید که بعد از بیخوابی به انجام کارهایتان بپردازید، مغز می تواند به شما کمک کند. اگر مغز احساس کند که باید بیدار بماند، سعی می کند این کار را انجام دهد، تنها کاری که شما باید بکنید این است که روی کاری که انجام می دهید تمرکز کنید و سعی کنید از مغز به خوبی کار بکشید. در یک تحقیق، سئوالاتی را برای حل کردن به تعدادی نوجوان که یک شبانه روز بیخوابی کشیده بودند دادند، مساله ها به تدریج سخت می شدند و در پایان شرکت کنندگان در آزمایش به حدی از هوشیاری رسیده بودند که تقریبا با هوشیاری بعد از یک استراحت خوب برابر بود.
&nbsp;
&nbsp;هرچند در این شرایط باز هم توانایی مغز در حد طبیعی نیست، اما بعد از آن که کوچکترین نشانه ای از فعالیت مغزی و بیدار بودن مغز مخابره شد، ساعت طبیعی بدن تلاش خود را برای فعال کردن یک چرخه جدید انجام می دهد. هم چنین در حوالی ساعت 10 صبح و 6 تا 7 عصر روز بعد از بیخوابی موج های افزایش کارآیی و هوشیاری دیده شده است.
&nbsp;چرت بزنید&nbsp;
&nbsp;
 بهترین پادزهر بیخوابی، خوابیدن است، حالا اگر نمی شود یک خواب چند ساعته و کافی داشت، یک&nbsp;چرت کوتاه&nbsp;هم می تواند بسیار مفید باشد. در یک تحقیق ثابت شد که تنها یک چرت 26 دقیقه ای در شرایط بیخوابی، می تواند توانایی مغز را تا 34 درصد افزایش دهد. پژوهشگران می گویند حتی یک چرت 10 دقیقه ای هم تاثیر قابل ملاحظه ای در افزایش کارآیی و تمرکز مغز دارد. البته اگر چرت زدن بیشتر طول بکشد (مثلا بیش از 45 دقیقه) ممکن است موقع بیدار شدن باعث حالت منگی شود. این حالت به خاطر رفتن مغز در مرحله خواب عمیق ایجاد می شود و به آن سکون خواب می گویند.
&nbsp;
&nbsp;بفرمائید کافئین
&nbsp;
 کسی هست که از قدرت&nbsp;کافئین&nbsp;در بیدار نگه داشتن افراد بی خبر باشد؟ چای و مخصوصا قهوه قدرت فوق العاده ای در بیدار و سرحال نگه داشتن سیستم عصبی دارند. مصرف حدود 100 تا 200 میلی گرم قهوه (حدود 1 تا 2 فنجان) می تواند باعث تغییر مثبتی در هوشیاری شود که تا حدود 3 تا 4 ساعت ادامه خواهد داشت. در فواصل 2 تا 3 ساعته قهوه بخورید تا مغز همچنان فعال بماند.
&nbsp;
&nbsp;بهترین کار هم این است که بلافاصله بعد از خوردن یکی دو فنجان قهوه، حدود 30 دقیقه چرت بزنید تا بعد از آن سرحال تر باشید.
&nbsp;
 در این مورد باید به یک مساله دقت کنید؛ زمانی که شما بدن را با قهوه سرپا نگه داشته اید، بیخوابی هم دارد لشکر خود را آماده تر و قویتر می کند، بنابراین اگر بیش از چند ساعت بین مصرف قهوه ها فاصله بیفتد، شما با هجوم این لشکر و یک شکست سخت در مقابل بیخوابی مواجه خواهید شد.
&nbsp;
&nbsp;خواب به اندازه آب و غذا و هوا برای بدن لازم است. یک بیخوابی دو یا سه روزه می تواند به شدت تعادل روانی فرد را به هم بزند و حتی می گویند یک بیخوابی مطلق 7 تا 10 روزه می تواند باعث مرگ شود
&nbsp;
 روشنگری کنید!&nbsp; بله برای هوشیار و بیدار بودن تنها باید روشنگری کرد. ساعت طبیعی بدن بسیار به روشنایی و تاریکی محیط حساس است. روشن بودن محیط باعث فعال شدن مسیرهای بیداری می شود و کمک می کند بدن سرپا بماند. پس چراغ ها را روشن کنید یا پرده های پنجره را کنار بزنید.
&nbsp;
&nbsp;تکانی به خودتان بدهید&nbsp;
&nbsp;
 یک پیاده روی سریع یا یک فعالیت ورزشی می تواند بدن را سرحال تر نگه دارد. مغز، فعال بودن عضلات را درک می کند و سعی می کند بیدار بماند. حتی ایجاد تنوع در نوع فعالیت و یا گفتگو کردن با دیگران هم می تواند مغز را فعال و بیدار نگه دارد. توجه داشته باشید که بعد از اتمام فعالیت، مجددا با یک موج بیخوابی مواجه خواهید شد.
&nbsp;
&nbsp;به مغزتان استراحت دهید
&nbsp;
 سعی نکنید مغز را همزمان درگیر چند مساله کنید. مغز در چنین شرایط طاقت&zwnj;فرسایی، ترجیح خواهد داد که فراموش کند و از زیر بار چند دغدغه همزمان شانه خالی کند. در حقیقت قسمت های مربوط به یکپارچه کردن اطلاعات و حافظه در مغزی که بیخوابی کشیده، تقریبا تعطیل می شوند.
&nbsp;
&nbsp;محدودیت ها را درک کنید&nbsp;
&nbsp;
 بدن به هرحال به خوابیدن نیاز دارد، هرچند شستن صورت با آب سرد، باز کردن پنجره ها و کارهایی از این دست می توانند یک احساس طراوت موقت ایجاد کنند، اما بعد از چند دقیقه با یک افت شدید همراه خواهند بود. به هرحال بدن به خواب نیاز دارد و شما به محض این که توانستید باید بخوابید.
&nbsp;
&nbsp;خواب به اندازه آب و غذا و هوا برای بدن لازم است. یک بیخوابی دو یا سه روزه می تواند به شدت تعادل روانی فرد را به هم بزند و حتی می گویند یک بیخوابی مطلق 7 تا 10 روزه می تواند باعث مرگ شود.
&nbsp;خبر خوش این است که بعد از این که خوابیدید، خواب شما عمیق تر و موثرتر از همیشه خواهد بود. بهتر است بگذارید بدن خودش از این خواب عمیق بیدار شود (که معمولا حدود 10 ساعت طول خواهد کشید).
&nbsp;بعد از یک خواب خوب و کافی، تمام علائم بیخوابی برطرف خواهند شد و مغز به روزهای اوج خود برمی گردد.
&nbsp;
 مقابله با بیخوابی هر کس در زندگی خود حداقل یک شب مشکل بیخوابی را تجربه کرده است. این بیخوابی معمولاً دلیل دارد، مثلاً اگر فرد در مورد یک موضوع و مشکل خاص کاری استرس داشته باشد می تواند علت بیخوابی او شود. یا شاید هم به خاطر&nbsp;سرماخوردگی&nbsp;نتواند یک شب به خواب رود.
&nbsp;
&nbsp;دلیل این بیخوابی هر چه که باشد، اگر هفته ها طول بکشد می تواند نشانه ای از بیماری بیخوابی باشد. در موارد جدی تر بیخوابی، ماه ها فرد نمی تواند بخوابد. اما باور نادرست در مورد این مسئله این است که همه فکر می کنند که این فقط یک مشکل بیخوابی است، در حالی که علامت یک مشکل بزرگتر است.
&nbsp;یکی از متداولترین علل بیخوابی، سبک زندگی فرد است. برای خیلی از افراد این مشکل از دوران دبیرستان شروع می شود. فعالیت های درسی و اجتماعی بیش از حد، باعث شب زنده داری های پی در پی و به هم خوردن برنامه خواب فرد می شود. این مشکل در دوران دانشگاه ادامه پیدا کرده و وارد زندگی کاری فرد می شود. بنابراین باید سعی کنید یک برنامه منظم برای خوابتان داشته باشید و مطمئن باشید این مشکل خیلی زود از بین خواهد رفت.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>10 کشور برتر و زیبای جهان برای گردشگری</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/10-کشور-برتر-و-زیبای-جهان-برای-گردشگری-1</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/10-کشور-برتر-و-زیبای-جهان-برای-گردشگری-1</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;١- فرانسه
فرانسه در سال 2010 نیز همانند سال قبل از آن عنوان مقصد گردشگری شماره&zwnj; یک جهان را به خود اختصاص داده است. این کشور از جاذبه&zwnj;های گردشگری متنوعی بهره می&zwnj;برد، هرچند که مقصد بخش اعظم گردشگران این کشور، شهر زیبای &laquo;پاریس&raquo; است. برج &laquo;ایفل&raquo;، موزه &laquo;لوور&raquo; و کاخ &laquo;ورسای&raquo;، سه جاذبه اصلی گردشگری پاریس به شمار می&zwnj;روند.  ٢- آمریکا صنعت گردشگری یکی از ارکان اقتصاد آمریکا بوده و چندین میلیون نفر از نیروی کار این کشور در صنعت گردشگری و یا صنایع مرتبط به کار اشتغال دارند. مقصد بخش اعظم گردشگران این کشور، شهرهای زیبای &laquo;واشنگتن&raquo;، &laquo;نیویورک&raquo; و دو ایالت &laquo;کالیفرنیا&raquo; و &laquo;فلوریدا&raquo; است. این در حالی است که با گذشت چندین ماه از پایان نشت نفت از سکوی نفتی &laquo;خلیج مکزیک&raquo;، صنعت گردشگری ایالت فلوریدا هنوز به روزهای خوب خود بازنگشته است. 
 
&nbsp;
اینجا کلیک کن
 ٣- چین با توجه به عملکرد موفق این کشور در طول سال&zwnj;های اخیر، این کشور رتبه&zwnj; سومین مقصد گردشگری جهان را که در اختیار &laquo;اسپانیا&raquo; بود، به خوداختصاص داده است. این در حالی است که پیش&zwnj;بینی می&zwnj;شود با توجه به عملکرد موفق این کشور در طول دو هفته برگزاری مسابقات آسیایی در شهر &laquo;گوآنگژو&raquo; با جذب نزدیک به نیم میلیون گردشگر و جذب بیش از یک میلیون گردشگر در زمان برگزاری المپیک پکن در سال &zwnj;٢٠٠٨، دولت چین به هدف خود در جذب &zwnj;١٠٠ میلیون گردشگر در سال &zwnj;٢٠٢٠ و تبدیل شدن به مقصد نخست گردشگری جهان دست یابد. دولت چین همچنین برنامه&zwnj;های زیادی نیز برای جذب گردشگر به واسطه حضور پررنگ در نمایشگاه&zwnj;های بین&zwnj;المللی صنعت گردشگری دارد.  ٤- اسپانیا صنعت گردشگری یکی از ارکان اقتصاد اسپانیا بوده و به تازگی از شرایط رکود خارج شده که حاصل آن رشد هفت درصدی گردشگران این کشور در ماه جولای در مقایسه با مدت زمان مشابه در سال &zwnj;٢٠٠٩ بود و رشد چشمگیر گردشگران در دو شهر &laquo;مادرید&raquo; و &laquo;بارسلون&raquo; بوده است. اسپانیا همچنین از اول ژانویه تا پایان ماه آگوست، میزبان &zwnj;٣٧ میلیون گردشگر بوده که از رشد نیم درصدی نسبت به زمان مشابه در سال &zwnj;٢٠٠٩ حکایت دارد، با این وجود اسپانیا هنوز با ثبت رکورد درآمد &zwnj;٤٧ میلیارد یورویی از صنعت گردشگری که در سال &zwnj;٢٠٠٢ به دست آمد، فاصله دارد.  اسپانیا در بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا بیشترین شاغلین را در صنعت گردشگری داشته و به عنوان یکی از مقاصد برتر گردشگری جهان هر ساله میزبان میلیون&zwnj;ها گردشگر از کشورهای مختلف به ویژه انگلیس، آلمان و &zwnj;فرانسه است، هم&zwnj;چنین هفت درصد از نیروی کار این کشور در صنعت گردشگری و یا صنایع مرتبط به کار اشتغال دارند.  ٥- انگلیس دولت انگلیس در سال&zwnj;های اخیر عملکرد خوبی در زمینه جذب گردشگر داشته و قصد دارد تا در قالب برنامه&zwnj;ای ده ساله، درآمدهای این کشور از محل صنعت گردشگری را به &zwnj;١٨٨ میلیارد پوند در سال &zwnj;٢٠٢٠ رسانده و این کشور را به قطب نخست گردشگری اروپا تبدیل کند.  در قالب این برنامه ده ساله که رشد &zwnj;٦٠ درصدی درآمدهای انگلستان از محل صنعت گردشگری را در پی خواهد داشت، تعداد شاغلین در صنعت گردشگری انگلستان نیز از رقم فعلی &zwnj;٢٦٤ هزار نفر، به سه میلیون می&zwnj;رسد.  ٦- ایتالیا ایتالیا به&zwnj;دلیل داشتن آب&zwnj;وهوای مدیترانه&zwnj;ای و جاذبه&zwnj;های گردشگری متنوع از جمله آثاری تاریخی از تمدن رم باستان در شهرهای مختلف به ویژه رم، فلورانس و ونیز، یکی از کشورهای محبوب گردشگران است. ایتالیا سالانه به&zwnj;طور متوسط میزبان &zwnj;&zwnj;٢٠میلیون گردشگر است. این امر صنعت گردشگری را به یکی از ارکان اقتصاد ایتالیا تبدیل کرده و پنج درصد از تولید ناخالص داخلی ایتالیا به این صنعت اختصاص یافته است. البته با وجود آن&zwnj;که هر سال گردشگران کشورهای زیادی به ایتالیا سفر می&zwnj;کنند، ولی مردم این کشور تمایل زیادی برای گذراندن تعطیلات در کشور خود ندارند و &zwnj;&zwnj;٤٣ درصد ایتالیایی&zwnj;ها تعطیلات خود را در خارج از این کشور سپری می&zwnj;کنند.  ٧- ترکیه دولت ترکیه در سال&zwnj;های اخیر عملکرد خوبی در زمینه جذب گردشگر داشته و قصد دارد این کشور را در سال &zwnj;٢٠١٤ به یکی از پنج مقصد برتر گردشگری جهان تبدیل کند. در حال حاضر بخش اعظم گردشگران ترکیه از کشورهای آلمان، روسیه، انگلیس و ایران بوده و مابقی نیز از کشورهای بلغارستان، هلند، گرجستان، فرانسه، سوریه و ایتالیا بوده&zwnj;اند.  البته سال گذشته برای صنعت گردشگری ترکیه سال خوبی بود، این در حالی است که ترکیه تنها کشور جهان در سال &zwnj;٢٠٠٩ بود که با وجود وقوع بحران جهانی اقتصادی و شیوع آنفلوآنزا، همچنان شاهد افزایش تعداد گردشگرانش بوده است؛ هرچند که در سال گذشته، مدت&zwnj;زمان اقامت گردشگران نسبت به سال&zwnj;های قبل، کاهش یافت. از سال گذشته تاکنون نیز بدلیل هزینه&zwnj; پایین گردشگری سلامت در ترکیه، تعداد زیادی از گردشگران آمریکایی، این کشور را به&zwnj;عنوان مکانی برای گذراندن تعطیلات و افزایش سلامت روحی و جسمی خود انتخاب کرده&zwnj;اند.  ٨- مکزیک با وجود تلاش&zwnj;های گسترده&zwnj; دولت مکزیک برای مبارزه با باند&zwnj;های قاچاق مواد مخدر که بروز ناامنی در برخی از نقاط این کشور را در پی داشت، تعداد گردشگران این کشور در &zwnj;١٠ ماهه&zwnj; نخست امسال در مقایسه با مدت زمان مشابه در سال &zwnj;٢٠٠٩، هفت درصد رشد داشته و با پیش&zwnj;بینی رشد پنج درصدی گردشگران این کشور در سال &zwnj;٢٠١٠، مکزیک در این سال، میزبان بیش از &zwnj;٢٢ میلیون گردشگر خواهد بود که حاصل آن درآمد &zwnj;١٠ میلیارد دلاری اقتصاد این کشور خواهد بود.  پایتخت مکزیک، شهر &laquo;مکزیکوسیتی&raquo;، یکی از پرجمعیت&zwnj;ترین و پرگردش&zwnj;ترین شهرهای جهان است. مکزیک همچنین مهد سه تمدن&zwnj; باستانی &laquo;آزتک&raquo;، &laquo;مایا&raquo; و &laquo;اینکا&raquo; بوده و آثار ارزشمندی از این سه تمدن را در خود جای داده است.  ٩- کنیا صنعت گردشگری یکی از ارکان اقتصاد کنیا بوده و دولت کنیا از سال&zwnj;ها قبل برنامه&zwnj;های ویژه&zwnj;ای را برای جذب گردشگران اروپایی به ویژه طبیعت&zwnj;گردان به مرحله اجرا درآورده که حاصل آن برقراری پرواز&zwnj;های مستقیم از &laquo;نایروبی&raquo; به مقصد &laquo;لندن&raquo;، &laquo;پاریس&raquo; و &laquo;آمستردام&raquo; بوده است.  این در حالی است که کنیا در سال &zwnj;٢٠٠٩ میزبان نزدیک به یک میلیون گردشگر بود و حالا مقامات این کشور قصد دارند تا با جذب گردشگران بیشتر اروپایی شاهد &zwnj;١٠ تا &zwnj;١٥ درصد گردشگران این کشور در سال جاری میلادی باشند.  کنیا در سال&zwnj;های اخیر از مقاصد برتر طبیعت&zwnj;گردی قاره&zwnj; آفریقا محسوب &zwnj;شده و هر ساله گردشگران زیادی برای دیدن جاذبه&zwnj;های طبیعی این کشور مانند جنگل&zwnj;های بکر و دست&zwnj;نخورده و گونه&zwnj;های مختلف حیوانی مانند فیل&zwnj;ها، شیرها و زرافه&zwnj;ها به این کشور سفر می&zwnj;کنند. دره بزرگ &laquo;ریفت&raquo; که نخستین نشانه&zwnj;های حیات انسان در آن یافت شده نیز یکی از جاذبه&zwnj;های برتر گردشگری کنیا است.  ١٠- نیوزلند کشور نیوزلند یکی از غنی&zwnj;ترین کشورهای جهان از نظر داشتن جنگل و منابع طبیعی دست&zwnj;نخورده بوده و تا به حال فیلم&zwnj;های مشهوری از جمله سه&zwnj;گانه &laquo;ارباب حلقه&zwnj;ها&raquo; در مناطق مختلف آن ساخته شده&zwnj;اند که رشد چشمگیر صنعت گردشگری نیوزلند را به همراه داشته است.  همچنین قرار است فیلم &zwnj;&zwnj;٦٧٠ میلیون دلاری &laquo;هابیت&raquo; در نیوزلند ساخته شود که حاصل آن رشد چشم&zwnj;گیر صنعت گردشگری نیوزلند و درآمد &zwnj;&zwnj;٥/١ میلیارد دلاری برای اقتصاد این کشور خواهد بود، این در حالی است که ساخت مجموعه&zwnj; سه&zwnj;گانه &laquo;ارباب حلقه&zwnj;ها&raquo; در نیوزلند سود سرشاری برای صنعت گردشگری نیوزلند به همراه داشت و حالا پس از قطعی&zwnj;شدن ساخت &laquo;هابیت&raquo; در نیوزلند، دولت این کشور به دنبال ساخت ادامه پرفروش&zwnj;ترین فیلم تاریخ سینمای جهان، &laquo;آواتار&raquo;، در این کشور است.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مرگ عجیب شخصیت های معروف تاریخی</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/مرگ-عجیب-شخصیت-های-معروف-تاریخی-1</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/مرگ-عجیب-شخصیت-های-معروف-تاریخی-1</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;شخصیت های معروف تاریخی که به صورتی عجیب درگذشتند:
 آرنولد بنت : داستان نویس انگلیسی- وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!  آگاتوکلس : خودکامه سراکیوز &ndash; در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.  آلن پینکرتون : موسس آژانس کارآگاهی آمریکا -هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.  آیزادورا دانکن : رقاص آمریکایی -هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.  اسکندر کبیر : پادشاه مقدونی &ndash; به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.  الکساندر : پادشاه یونان -یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.
&nbsp;
اینجا کلیک کن لطفا
 تامس آت وی : نمایشنامه نویس انگلیسی -مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!  جان وینسون : ماجرا جوی بریتانیا -وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت.  جروم ناپلئون بناپارت : آخرین بناپارت آمریکایی &ndash; در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت.  جورج دوک کلارنس : انگلیسی -به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.  جیمز داگلاس ارل مورتون : &ndash; بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.  رودولفونی یرو : ژنرال مکزیکی &ndash; اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.  زئوکسیس : نقاش یونان (قرن پنجم ق.م)- به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!  ژراردونرال : نویسنده فرانسوی &ndash; با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.  فرانسیس بیکن : براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت.  فالک فیتز وارن : چهارم بارون انگلیسی &ndash; در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.  کلادیوس اول : امپراتور روم &ndash; با یک پر آغشته به سم خفه شد.  کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ : این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.  گریگوری یفیموویچ راسپوتین : وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.  لایونل جانسن : شاعر انگلیسی از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت.  لنگی کالیر : کلکسیونر آمریکایی در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.  مارکوس لیسینیوس کراسوس : سیاستمدار رومی &ndash; این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت.  هنری اول : پادشاه انگلیسی -در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد.  یوسف اشماعیلو : کشتی گیر ترک &ndash; بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند.  تامس می : مورخ انگلیسی &ndash; بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد.
 _________________ یابمان وامید فردایم باش یادیروز را برگردان و برو..  ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>همه چیز درباره ی اقوام آریایی</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/همه-چیز-درباره-ی-اقوام-آریایی-1</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/همه-چیز-درباره-ی-اقوام-آریایی-1</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp; همه چیز درباره ی اقوام آریایی دربارهٔ خاستگاه آریاییان - که در نوشتههای کهن اوستا از آن با نام ایرانویج یاد شده - چند دیدگاه آریا، نامی است که نیاکان مشترک اقوام ایرانی و هندی (مردمان شمال هند) (آنان که به زبانهای هند و ایرانی سخن میگفتند) خود را بدان معرفی میکردند و آن را به معنی شریف، اصیل و آزاده دانستهاند. کسی که وابسته و از تبار قوم آریا باشد آریایی، آرین یا آریان مینامند.  تنها مورد کاربرد مجاز اصطلاح آریایی درباره اقوامی است که در ازمنه باستانی خود، خویشتن را آریا مینامیدند. هندیان و ایرانیان و مادها و اسکیتها و آلانها و اقوام ایرانی زبان آسیای میانه خود را آریا می خواندند. (ا. م. دیاکونوف: تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰، ص ۱۴۲.
&nbsp;
کلیک کن
 نام ایران نیز از این ریشه مشتق شدهاست. نمونهٔ این اشارهها را میتوان در اوستا، سنگنبشتههای هخامنشی و متنهای کهن هندو (مانند ریگودا) دید. مورخان قدیم از آن نام برده و هرودوت و بطلمیوس چند قوم را به نام آریایی یاد کردهاند. پژوهش گسترده در پیرامون این واژه انجام شده و اختلافات بسیاری به میان آمدهاست.  در اواخر سدهٔ ۱۸ شناسای دو شاخهٔ زبان آسیایی یعنی سانسکریت و اوستایی آغاز شد، دانشمندان به شباهت تام زبان سانسکریت با زبانهای یونانی و لاتینی و کلتی و آلمانی پی بردند و این شباهت آشکار کرد که تمام این زبانها دارای یک نیای مشترک هستند.  در سدهٔ نوزدهم، پس از آنکه زبانشناسان زبانهای هندوایرانی و اروپایی را همریشه یافتند، برخی از اروپاییان واژهٔ آریایی را به معنای کسی که به زبانی هندواروپایی سخن میگوید به کار بردند. در سالهای پایانی سدهٔ نوزدهم و آغاز سدهٔ بیستم، در آلمان و انگلیس، برخی این واژه را برای توصیف مردم شمال اروپا و اقوام ژرمن به کار میبردند. این کاربرد نو از این واژه، پس از جنگ جهانی اول، دستمایهٔ گروههای نژادپرست آلمانی و بهویژه حزب نازی شد. طرح شدهاست:  یکی از این دیدگاهها میگوید که آریاییان نزدیک به هشتهزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچهٔ آرال میزیستند که با مهاجرتی که به سوی جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کردهاند که قومهای ماد و از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچهٔ ارومیه ماندگار شدند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاهها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم میداند. تازهترین دیدگاه را در این باره جهانشاه درخشانی طرح کردهاست. وی خاستگاه این قوم را بستر کنونی خلیج فارس میداند که در دوران یخبندان بی آب بوده و پس از بالا آمدن آبهای دریای آزاد آریاییان، به تدریج به فلات ایران و پهنههای میانرودان تا فلسطین کوچ کردهاند و تمدنهای آغازین آن سرزمینها را بنیاد گذاردهاند. بر پایهٔ همین دیدگاه پهنههای شمالی نمیتوانستهاند خاستگاه آریاییان بوده باشند زیرا هوای سرد دوران یخبندان امکان زیست در آن مناطق را نمیدادهاست.  ریشه شناسی  اصطلاح &laquo;-Arya&raquo; در زبان هندو-ایرانی از زبان هندو- اروپاییهای اولیه (PIE) به عاریت گرفته شده که در آن صفت &laquo;یو&raquo; به ریشه &laquo;آر&raquo; اضافه شده و این ریشه به معنای &laquo; جمع آوری ماهرانه&raquo; است و در کلمات یونانی &laquo;هارماً، &raquo;چاریوت&laquo; و &raquo;اریستوت&laquo; &rdquo; یونانی ( همانند &raquo; اریستوکراسی&laquo; و اصطلاحات لاتین &raquo;آرس&laquo;، &raquo;آرت" و غیره دیده میشود. به نظر میرسد &laquo;آریو-&raquo; از حدود زبان هندو-اروپاییهای اولیه بالاتر باشد و نمیتوان آن را به متکلمین زبان هندی اروپایی اولیه نسبت داد. همچنین گفته میشود که کلماتی مانند &ldquo;Eire&rdquo; ، نام ایرلندی کشور ایرلند و &ldquo;ehre&rdquo;، معادل آلمانی کلمه honor به معنی آبرو) به این پیشوند مرتبط هستند ، اما این ادعا پایه و اساس علمی ندارد، و از آنجا که &laquo;آر-یو&raquo; یک صفت PIE کامل و بی نقص است، هیچ مدرکی دال بر استفاده از آن در قبایلی به جز تیره هند و- ایرانی وجود ندارد. در دهه ۱۸۵۰ ماکس مولر ادعا کرد که این کلمه به طور مشخص به جمعیتی از مردم کشاورز اشاره دارد و برای استدلال گفته خود به &laquo;آره&raquo; اشاره کرد که به معنای &laquo; شخم زدن &raquo; است . دیگر نویسندگان قرن ۱۹ مانند چارلز موریس از این تفکر دفاع کردند و گسترش متکلمین PIE را به گسترش کشاورزی مربوط دانستند. امروزه اغلب زبان شناسان بین &laquo;آره&raquo; و این کلمه هیچ رابطهای قایل نیستند. شکل فارسی قدیم &laquo;آریاناً در اوستایی به صورت &AElig;ryānam V&auml;ejāh (گستره آریاییها)، در فارسی میانه به صورت &raquo;اران&laquo; (Ērān) و در فارسی مدرن به صورت &raquo;ایران" است . در گذشته در شمال هند شکل آن به صورت tatpurushaAryavarta (مسکن آریاییها) بودهاست .  هند و ایرانی  به احتمال زیاد هند و ایرانیهای اولیه در حدود ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد با هم متحد شدند. کلمه &laquo;آریایی&raquo; به یک معنا فرهنگی قدیمی است که قبل از فرهنگهای اوستایی ودیک وجود داشتهاست. مجموعههای باستان شناسی آندرونوو و/یا اسروبنایا در تلاش هستند تا این فرهنگ هند و ایرانی باستانی را شناسایی کنند. کلمه &laquo;آریایی &raquo; در زبان شناسی به خانواده زبانهای هندوایرانی اشاره میکند. برای جلوگیری از سردرگمی مخاطب در بین معانی مختلف کلمه معمولاً امروزه از این اصطلاح زبان شناسی استفاده نمیشود. به جای آن از اصطلاحات مشخص وبدون ابهام &laquo;هند و اروپایی اولیه&raquo;، &laquo;هندوایرانی اولیه&raquo; ،&laquo;هند وایرانی&raquo; ،&laquo;ایرانی&raquo; و &laquo;هندوآریایی&raquo; استفاده میشود. زبان هندوایرانی اولیه به خانواده زبانهای هندوایرانی تکامل یافت. از اعضای قدیمی این خانواده میتوان به سانسکریت ودیک، اوستایی و زبان هندوآریایی دیگری اشاره کرد که براساس کلمات عاریتی از زبانی به نام میتانی معروف شدهاست .  هندوآریایی  باتوجه به اینکه لهجه محلی میتانی مربوط به قبیله هوری میتواند مدارکی دال بر وجود متکلمان هندوآریایی در سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد در منطقه میانرودان را یافت؛ به نظر میرسد متکلمان این لهجه از قوانین زبان هندوآریایی در زبان خود استفاده کردهاند . هندوآریاییهایی را که با تمدن ودیک گره خوردهاند، گاهی آریاییهای ودیک مینامند. متکلمین فعلی زبانهای هندوآریایی در بخش وسیعی از مناطق شمالی شبه قاره هند زندگی میکنند. تنها شاخهای از زبانهای هندوآریایی که درخارج از شبه قاره هند و هیمالیا قرار دارند زبان رومی است که زبان مردم روم است . همچنین از کلمه "آریاً به عنوان اسم دختر و اسم پسر در بسیاری از زبانهای ایرانی و هندی استفاده میشود. همچنین نام خانوادگی آریا به صورت آرورا هم به کار میرود.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خاندانی که همه وزیر شدند</title>
<link>https://armeniastudy.loxblog.com/خاندانی-که-همه-وزیر-شدند-1</link>
<guid>https://armeniastudy.loxblog.com/خاندانی-که-همه-وزیر-شدند-1</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp; خاندان &laquo;آموزگار&raquo; تا پیش از فروپاشی رژیم شاهنشاهی، از مردان نامدار ایران بودند که در مناصب و مشاغل مهم فعالیت می&zwnj;کردند. حبیب الله آموزگار بزرگ خاندان آموزگار در 1269 متولد شد و در 1301 به علی اکبر داور نزدیک و بعدها با تیمور تاش و نصرت الدوله نیز همکار شد. حبیب الله در 1329 وزیر فرهنگ شد و پس از پایان کار دولت علاء رییس بانک عمران شد.  خاندانی که همه وزیر شدند 
.
&nbsp;
اینجا کلیک کن
 جمشید آموزگار یکی از فرزندان حبیب الله در 1302 در تهران متولد شد، پس از اخذ درجه دکترا از آمریکا در 1330 به ایران آمد. او یکی از کارمندان بلندپایه سازمان اصل 4 بود که آمریکایی&zwnj;ها تاسیس کرده بودند. جمشید آموزگار از نخستین تحصیلکرده های آمریکایی بود که مقام بالایی در نظام سیاسی ایران گرفت و در 1334 به معاونت وزارت بهداری رسید.  وی یک دهه بعد و در 1344 وزیر دارایی شد و 8 سال در این منصب ماند و با موضوع نفت آشنا و نماینده ایران در اوپک شد. او در 1353 به وزارت کشور رفت و همچنین سرپرست سازمان امور اداری و استخدامی شد و در 1355 به جای امیرعباس هویدا دبیرکلی حزب رستاخیز نیز به او رسید. او 17 سال وزیر بود و سرانجام در 1356 نخست وزیر شد.  جهانگیر یکی دیگر از فرزندان حبیب الله آموزگار بود که به آمریکا رفت و اقتصاد خواند و در 1340 درکابینه امینی ابتدا وزیر بازرگانی و بعد وزیر دارایی شد. جهانگیر آموزگار پس از کناره گیری از دولت وزیر مختار اقتصادی ایران در آمریکا شد و در اواخر عمر رژیم گذشته به مقام سفارت اقتصادی نائل شد.  حبیب الله آموزگار بزرگ خاندان آموزگار در 1269 متولد شد و در 1301 به علی اکبر داور نزدیک و بعدها با تیمور تاش و نصرت الدوله نیز همکار شد. حبیب الله در 1329 وزیر فرهنگ شد و پس از پایان کار دولت علاء رییس بانک عمران شد  کورس آموزگار نیز از فرزندان حبیب الله بود که در 1307 متولد و در رشته راه و ساختمان درجه مهندسی گرفت و به سازمان برنامه پیوست. او بعدها پیمانکار ساختمانی شد و در سال 1342 در کابینه حسنعلی منصور معاون فنی وزیر آبادانی و مسکن شد و بار دیگر در سال 1348، اما این بار در منصب وزیر در این وزارتخانه شاغل شد.  هوشنگ آموزگار یکی دیگر از فرزندان حبیب الله است که در 1300 متولد و از دانشگاه تهران لیسانس اقتصاد گرفت و به استخدام بانک ملی درآمد... وی بعدها به لندن رفت و کارآموز میدلز در رشته بانکداری شد. اما هوشنگ پس از برگشت به ایران به ریاست کتابخانه ملی برگزیده شد، او در سال 1334 و پس از طی دوره فوق لیسانس به موسسه علوم اداری رفت و چند وقت نیز در روابط عمومی سازمان اوپک در اتریش فعالیت کرد و چند سال نیز از مدیران ارشد سازمان جلب سیاحان شد.  جمشید آموزگار از نخستین تحصیلکرده های آمریکایی بود که مقام بالایی در نظام سیاسی ایران گرفت و در 1334 به معاونت وزارت بهداری رسید  این خاندان هر چند همه در مناصب مهم و حیاتی ایفای نقش کردند اما به دلیل خدمت به نظام پهلوی در زمین منافع شاهنشاهی بازی کرده و موجبات ضایع شدن حقوق مردم ایران را فراهم ساختند و در ظلم&zwnj;های بسیاری با رژیم پهلوی هم دست و هم عقیده بوده و هستند. در واقع نام این خانواده سرشناس با ننگ در تاریخ ایران به ثبت رسیده است.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:57:43 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

